السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

269

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

( 1 ) - اشكال : در رد اين استدلال مىگويند كه اخبار « ثقلين » گرچه بر عدم تحريف قرآن دلالت مىكنند ولى اين دلالت اختصاص به آيات احكام و فقهى قرآن دارد نه همه آيات قرآن زيرا آيات فقهى قرآن است كه مسلمانان بايد به آن‌ها تمسك كنند و اما ساير آيات قرآن كه تمسك به آن‌ها لزومى ندارد ، احاديث ثقلين به اين سلسله آيات ارتباطى ندارد و تحريف را از اين قبيل آيات نفى نمىكند . پاسخ : به نظر ما اين گفتار پايهء محكم و اساسى ندارد زيرا خداوند تمام آيات قرآن را براى هدايت و راهنمايى بشر فرستاده است و همهء آيات قرآن ، انسان را به سوى سعادت جاودانى و كمال انسانى رهبرى مىكند و در اين هدف و جهت گيرى فرقى در ميان آيات قرآن وجود ندارد چنان كه در بيان فضيلت قرآن گفتيم كه آيات قرآن گرچه در مواردى كه به ظاهر صورت داستان و قصه دارند ولى باطن آن‌ها موعظه راهنمايى ، عبرت و وسيلهء هدايت است يا حكمى از احكام خدا را در بر دارد ، بنابراين ، همه آيات قرآن مورد استناد و تمسك مسلمين است و نه فقط آيات فقهى قرآن . علاوه بر اين ، كسانى كه قائل به تحريفند ، اكثر آنان تحريف را تنها در آيات مربوط به بحث ولايت و مشابه آن مىدانند ، در صورتى كه آيات ولايت نيز لازم التمسك و لازم التبعية است و آيات لازم التمسك هم طبق اخبار « ثقلين » به هيچ وجه قابل تحريف نبوده ، همان‌طوركه توضيح داده شد ، از تحريف و تغيير مصون و محفوظ مىباشد . شكل دوم استدلال : شكل و راه دوم در استدلال با اخبار « ثقلين » بر عدم تحريف قرآن ، اين است كه اعتقاد به تحريف قرآن موجب سقوط قرآن از حجيت و از اعتبار و مدركيت است و كسانى كه به تحريف قائل هستند ، در تمسك نمودن به قرآن موجود بايد به ائمه هدى ( ع ) مراجعه نموده ، در صورت تأييد و امضاى آنان از قرآن فعلى تبعيت كنند و به عبارت ساده‌تر : در صورت وقوع تحريف ، حجيت و اعتبار قرآن موجود موقوف و منوط بر امضاى اهل بيت خواهد بود ولى از اخبار متواتر « ثقلين » چنين بر مىآيد كه خود قرآن يك حجت و مدرك مستقل و يكى از دو مرجع اصيل اسلامى است ؛ يكى قرآن و ديگرى اهل بيت كه از اين دو مدرك بايد مستقلا پيروى شود و از آن روايت چنين استفاده مىشود كه قرآن « ثقل اكبر » و بزرگ‌ترين حجت است و اهل بيت نيز « ثقل اصغر » . بنابراين چگونه ممكن است كه قرآن را از حجيّت استقلالى بيندازيم و حجت بودن آن را به اهل بيت ، يعنى « ثقل اصغر » متوقف سازيم ؟ !